ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

مقدمهء مصحح 34

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

كيچ شد . پس از سه روز به سرباز و از آنجا به دو روز به فيروزآباد رسيد . مير هاشم مير محمد از او استقبال كرد و اظهار اطاعت نمود و رفيق راه شد و او را منزل به منزل به كيچ رسانيد . مير محمد به استقبال او آمد و ساير امراى مكران نيز به حضور او رسيدند و ملك ميرزا هم در موضع فهله به ديدن او آمد . از آنجا وارد كيچ شد و مدت يك ماه در اين محل به سير و شكار و مهمان‌كردن سران قوم مشغول بود . امير محمد و ملك ميرزا هردو از در اطاعت درآمدند . در اين وقت ، يك ماه از نوروز گذشته بود . ملك شاه حسين در كيچ گرفتار تب و لرز شد و پس از يازده روز عرق صحت كرد . چون از كيچ بيرون آمد ، دوباره بيمار شد . مدت يك ماه يك روز درميان تب مىكرد و ماه دوم دو روز درميان و سه ماه ديگر تبش متوالى بود . چون مدت توقف او در دزك و جالق ، چهار ماه طول كشيد ، براى تغيير آب‌وهوا به سرحد سيستان رفت . سه ماه در قريهء تمندان ماند و بيمارى او روى به صحت آورد . لشكر سرحد را جمع كرد و متوجه مكران شد . هنگامىكه به خاش رسيد ، شاهقلى سلطان گيل ، نامه‌اى فرستاد كه بلوچ لاشارى ، لشكر گردآورده‌اند و قلعه‌هاى طوران و شهر دراز را گرفته‌اند ، نه گنجعلى خان مىتواند از كرمان مددى رساند و نه ملك جلال الدين محمود از سيستان ، اگر شما كمكى كنيد بسيار به‌جاست . لشكر حاضر را به سركردگى امير سهراب امير افضل و چند نفر از نوكران خود به طرف فهل فرستاد . ايشان پس از يك هفته ، هردو قلعه را فتح كردند و به دست شاهقلى سلطان گيل سپردند . ملك شاه حسين متوجه دزك شد و از آنجا به خاش و تمندان و از اينجا به عجله به طرف پايتخت ايران حركت كرد . از كرمان به يزد و از يزد به اصفهان رسيد و به خدمت شاه عباس رفت . « 1 » شاه عباس پس از تفقد بسيار گفت « چند روز به سير فرح‌آباد مىرويم ، تو هم بيا كه ترا از آنجا به آن حدود مىفرستم كه گوشمال آن قوم داده ، الكاى كيچ و مكران را به تصرف آرى و حكم ايالت آنجا به تو تفويض فرمائيم . » اردوى شاه عباس به جانب مازندران حركت كرد و ملك شاه حسين چند روزى در اصفهان بماند تا تحصيل قوتى كند . سپس متوجه فرح‌آباد شد و از فرح‌آباد به اشرف رفت و به خدمت شاه عباس رسيد . همان ساعت دستور داد تا فرمان حكومت او را بنويسند . هنوز فرمان نوشته نشده بود كه خبر شكست لشكر قزلباش كه عليقلى خان ديوان بيگى به جانب گرجستان برده بود ، رسيد . اكابر و امرا ، ملك شاه حسين را گفتند كه مصلحت وقت در آن مىبينيم كه از اردوى شاه ايران جدا نشوى . ملك شاه حسين از مازندران به گيلان و از راه قزل‌آقاج به ساحل رود ارس و دشت مغان رفت . پس از گذشتن از مملكت قراباغ به گرجستان گاخت و كارتيل رسيد و از آنجا به قلعهء تفليس و ييلاقات چخور سعد رفت و ييلاق اگريچه و آقمثقال را ديد و تا ساحل درياى گوكجه پيش رفت .

--> ( 1 ) - احياء الملوك صفحات 417 و 505 .